تبلیغات
دانلودستان | دانلود بازی, نرم افزار و ... - حرم امام رضا (ع)
 
من شاید چند روزی نتونم پشت سر هم بیام اینترنت
دانلودستان | دانلود بازی, نرم افزار و ...
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
دوشنبه 20 بهمن 1393 :: نویسنده : امیر:
وقتی برای اولین بار میخواست شیمی درمانی بشه پابوس امام رضا رفت تا شفاش رو بگیره (شهریور 91)


در دل غصه ام امان دادند

برکاتی از آسمان دادند

رفته بودم ز دست اما باز

به تن مرده روح و جان دادند

تا که اسم بهشت را بردم

حرم ات را به من نشان دادند

من گدا بودم از ازل که مرا

سر این سفره آب و نان دادند

چه شد اصلا خودم نمی دانم

سهم ما را به آهوان دادند؟!

کرم ات را هزار مرتبه شکر

که مرا پیش ات آشیان دادند

حرم ات واقعا شلوغ شده

چقدر پیش پات جان دادند

کاسه ام پر شد از گدایی تو

دیگران واقعا زیان دادند






نوع مطلب : نرم افزار، کامپیوتر، تفریحی، بازی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 بهمن 1393 07:58 ب.ظ
هر بامداد که از خواب برخاستی خدا را سپاس گوی
که در آن روز تو را کاری هست که،
مطلوب یا نامطلوب، باید آن را انجام دهی
و چون کاری است واجب،
واجب است که بهترین تلاش خود را در انجام آن صرف کنی.
این احساس تو را به فضیلت اعتدال و حاکمیّت بر خویش
و پشتکار و قدرت اراده می‌آراید.
و یکصد فضیلت دیگر برای تو به همراه می‌آورد
که آن انسان کاهلِ بیکار هرگز از آن خبر نمی‌شود.

نوشته چارلز کینگزلی
ترجمه حسین الهی قمشه‌ای


سلام
ان شا الله روحش شاد و آرام باشه در کنار ائمه
امیر: آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند
دوشنبه 27 بهمن 1393 04:30 ب.ظ

عزیز دلم نمیدونی چقد دلتنگتم
امیر: ممنون از اینکه دوباره به وبلاگ ارسلان سر زدید
جمعه 24 بهمن 1393 12:17 ق.ظ
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !اما از چشـــــم هایشان معلوم است که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته
جمعه 24 بهمن 1393 12:13 ق.ظ
دلتنگـــی مـرض عجیبیســت ..!!آرام آرام نــا آرامـــــت میـکـنـــد ..!!
جمعه 24 بهمن 1393 12:10 ق.ظ
بـا ایـن شـراب هـامـسـت نـمـی شـوم دیـگـربـایـد دوبـاره سـراغ چـشـم هـای تـو بـیـایـم 
جمعه 24 بهمن 1393 12:07 ق.ظ
من آن درخت چنارم که شاخه هایش پر از لانه های گنجشکانی است که دیگر نیستند....در پاییزی که سرمایش مرموزانه به زیرپوست درخت رخنه می کند...حالا دیگر فقط کلاغ ها دور و برش قیل و قال می کنند...چه غم انگیز باید باشد آن لحظه که وقتی آخرین برگ نیزبه هوس بادی ترکش کند...چه غم انگیز باید باشدوقتی در برابر نگاههای پرسشگر رهگذران حرفی برای گفتن نداشته باشد...چه غم انگیز باید باشددرک ِ تنهایی ِ بی پایان درخت وقتی که بهاری هم در راه نباشد...
امیر: تنهـــــایی
نام دیگر پاییــــــــــز است
هر چه عمیق تـــــــــر
برگریزان خاطره هــــــایت بیشتـــــــــــر …!
جمعه 24 بهمن 1393 12:05 ق.ظ
پاره پاره های تنم را-مست از شراب عشق-به دوش می کشم و در کف خیابانهای آلوده ی شهرپهن می کنم...منبه دنبال نگاههای هوس آلود و حریصانه ی این مردم نیستم من گدای نگاه معصومانه ی تو ام که با مهربانی ات زندگی را دوباره به این قلب تکه تکه بازگردانی...
امیر: کاش میدونستی
اونی که نشسته
همیشه خسته نیست !
شاید جایی برای رفتن نداره …!!!
جمعه 24 بهمن 1393 12:01 ق.ظ
من و خیابان های این شهرکهنه رفیقانی مدر روزهای بی حضور تو...آن چنان قدم به قدم زخم های آسفالت خیابانها را می شناسم گویا همزاد دردهای همیشگی من اند...من و چناران این خیابان های بلندمن و ساکنین کهنسال این درختان-کلاغ های آشنا با قطره قطره اشکهای من...-بخشی از خاطرات همیم...بخشی از زندگی هم...دوستان همیم......دلواپس تو نیستم که می دانم در این شهر شلوغ در این هیاهو و قیل و قالمیان هواخواهان بی شمارتغرق محبتی....نیز می دانم لحظه ای هم از کوچه باغ ذهن لبریزت نمی گذرم......نگرانم نگران خودم ؛مبادا در هجوم برف خاطراتت جوجه گنجشک دلم یخ بزند...در این خیابانهای دلگیر...در این زخم های پیاپی...در این تکرار نبودن ها...در این یخبندان تنهایی..
امیر: پاییـــــــــــــــز ها
تمام خاطرات زیبا
تمام رویاهای شیرین
با بوی عطر تو
در مقابل افکارم خودنمایی میکنند
میرقصند
کف میزنند
به رخ میکشند
نبودنت را….
پنجشنبه 23 بهمن 1393 12:58 ق.ظ
راه که می‌روم
مدام برمی‌گردم
پشت سرم را نگاه می‌کنم
مدام ...
دیوانه نیستم
محبوبم را در پشت سر گم کرده‌ام !


پنجشنبه 23 بهمن 1393 12:58 ق.ظ
ﺑــــــــــــــــــــــــــــــــــﻮﺩ. . .
ﺗﻠﺦ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ!
ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺴﺮﺕ های ﺩﻧﯿﺎ!
" ﺑـــ ـﻮﺩ " ﯾﻌﻨﯽ : " ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ "
ﯾﻌﻨﯽ : ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ﻭ ﺣﺠﻢ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ!
ﯾﻌﻨﯽ : ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺷﻨﯿﺪ...
" ﺑـــ ـــ ـﻮﺩ " ﯾﻌﻨﯽ : ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺷﺪ!
ﯾﻌﻨﯽ : ﯾﮏ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ. . .
" ﺑـــــــــ ــــــــــ ــــ ــﻮﺩ " ﯾﻌﻨﯽ :
" ﺩﯾﮕﺮ ﻧـــــﯿـــﺴــــــﺘـــــــ. . .

امیر: گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده
نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت
آنجاست که با چشمانی خیس
رو به آسمان میکنی و میگویی
خدایا تنها تو را دارم
تنهایم مگذار
پنجشنبه 23 بهمن 1393 12:57 ق.ظ
آموخته بودم که وابسته نباید شد.
نه به هیچ کس و نه به هیچ رابطه ای.
و این لعنتی نشدنی ترین کار است که میدانم. . .


امیر: آرزوهات رو یک جا یادداشت کن
و یکی یکی از خدا بخواه
خدا یادش نمیره اما تو یادت میره که
چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

سلام.من امیرارسلان شجاعی زاده ده ساله هستم،در زاهدان زندگی میکنم.از پارسال هستش که دارم درمان میشم.پیوند استخوان انجام دادم جوابش خوب بود و الان بهتر از سال پیش شدم.من فقط از شما یک خواهش دارم که برای همه دعا کنید مهم نیست کی باشه مهم اینه که سالم باشه.از همه ی شما خیلی خیلی متشکرم.
......................................................
پرواز یک فرشته
دوستان عزیز، امیرارسلان در ساعت 1 بامداد 92/12/23 برای همیشه ما را ترک کرد. تنها دلخوشی ارسلان در این یک سال و نیم مریضی وبلاگش بود. برای همین تصمیم گرفتم وبلاگش رو ادامه بدم .از همه دوستان وبلاگیش خواهش میکنم بیان و مثل همیشه به وبلالگش سربزنن. (امیرحسین شجاعی زاده)

مدیر وبلاگ : امیر:
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ